بارگذاری
جستجو
Fa | En

گفتگوی تلویزیونی مهرعلیزاده با برنامه دستخط 2

14 مرداد 1396
0
بازدیدها: 193
گفتگوی تلویزیونی مهرعلیزاده با برنامه دستخط 2

مجری: معاون سازمان انرژی اتمی سال ۷۲ شدید در واقع برنامه ریزی مجدد نیروگاه بوشهر آن زمان بعد از ۱۴ سال شما انجام دادید و آن زمان هم فقط با روس ها صحبت کردید؟

بله آن زمان فقط با روسها صحبت کردیم چون در سال ۷۲، ۱۵ سال از انقلاب گذشته بود و آلمانی ها در حقیقت در اصل پیمانکار بودند و نیمه کاره رها کرده بودند و رفته بودند ما دیدیم راهی ندارد قبل از من هم مدیران مختلفی هم که آنجا بودند آمده بودند یک مکاتباتی کرده بودند، گفته بودند نه شما تحریم هستید و اجازۀ حمل چیز را نداریم و خیلی هم بد شده بود یعنی شخصاً خیلی به من فشار می آمد که اینها دستگاه های اصلی ما را در آلمان نگهداری می کردند و بعد به خاطر نگهداری آنها و انبارداری آنها، سالانه از ما پول می گرفتند و بعد به آنها می گفتیم دستگاه ها را بدهید می گفتند نه نمی توانیم بدهیم مجوز نداریم و از طرف آمریکا مجوز نداشتند.

ما دیدیم راهی نداریم بخواهیم فشار بیاوریم داستان همین است بالاخره آمریکا و تهدید، ربطی هم نداشت داشتیم نیروگاه می ساختیم و مشخص هم بود که ما آمدیم و خوشبختانه این زمان مصادف شده بود با فروپاشی شوروی سابق و روس ها امکانات خیلی خوبی داشت و در چندین سفر که رفتیم و آنها را آوردیم نزدیک ۶۰۰ نفر از کارشناسان روسی را آوردیم در سایت مستقر کردیم دیدند و نقشه را بازسازی کردند و این قرارداد نزدیک دو سال و نیم مذاکرۀ خیلی طولانیِ کارشناسان ما و کارشناسان روسی انجام شد، بنده هم به عنوان معاون نیروگاه ها مسئولیت مذاکرات را داشتم؛

مجری: رئیس  آن زمان چه کسی بود؟

آقای مهندس امراللهی، من معاون امور نیروگاه ها شدم مخصوص همین کار که این مذاکره را انجام بدهیم همزمان داوری کردیم علیه آلمانی ها که این کار را انجام نمی دهند و همزمان با روس ها شروع کردیم به مذاکره و آمدند بررسی کردند و نهایتاً هم عقد قرارداد و شروع به کار کردیم.

مجری: سال ۷۶ استاندار خراسان شدید و رفتید خدمت رهبری تا یک رهنمودی بگیرید بهترین توصیه ایشان به شما چه بود؟

ایشان توصیه کردند با توجه به اینکه آن زمان اختلاف اساسی بین دولت و آستان قدس بود و معمولاً تا آن دوره هم همینطور بود یا بالاخره استاندار طرفدار آستان قدس می شد با دولت کار نمی کرد یا طرفدار دولت بود با آن طرف کار دعوا می کرد، فرمودند من آقای طبسی را خوب می شناسم با هم همرزم بودیم و دوران زیادی با هم بودیم روحیات ایشان را گفتند و خلاصه اش این بود که فرمودند ایشان آقای محترمی است و احترام را هم دوست دارد کسی که با ایشان اینطوری برخورد کند او همراهی هم می کند ولی تاکنون کسانی که دعوا کردند این مشی را نرفتند و با توجه به اینکه شما برای این کار انتخاب شدید من به شما توصیه می کنم شما همین شیوه را داشته باشید ایشان در کار شما هیچ دخالتی را نخواهند کرد، شما کار خودتان را انجام بدهید منتها حضور و وجود ایشان به عنوان یک فرد محترم که سالیان سال زحمت کشیدند، من گفتم چشم و اتفاقاً همین شد و با همین توصیه، این توصیه را حدس می زدم به آقای طبسی هم کرده بودند و وقتی ما اولین جلسه با مرحوم طبسی نشستیم گفتم من فرد قانونمندی هستم، چون مهندس هستم در کارهایم هم خیلی دقیق هستم و به کارها و وظایفم میلی متری نگاه می کنم، حدود دولت و اشخاص دیگر و سازمان های دیگر و ایشان برخلاف آنچه که همه می گفتند هر لحظه می خواهد در کارهای شما دخالت کند، ایشان به من گفتند آقای مهرعلیزاده چون آقا به من و شما هم فرمودند باید با هم همکاری بکنیم من دارم این را به شما می گویم از ناحیۀ من  وَ من تبع، هیچ گونه تزاحمی، تضادی، تعارضی و تداخلی در کار شما انجام نخواهد شد

 

مجری: دورۀ دوم آقای واعظ طبسی راضی نبودند شما بروید تهران و سازمان تربیت بدنی؛

بله این هم یک خاطره ای دارد، ما یکی از شب ها که مقام معظم رهبری آمده بودند مشهد و ایشان در طول سال معمولاً ۱۰، ۱۵ روز می آیند، من و آقای طبسی و آقای راشدیزدی، سه نفری در خدمت مقام معظم رهبری بودیم بعد از نماز مغرب و عشاء، آقای طبسی به آقا گفتند ما دو نفری با آقای راشد یزدی آمدیم از شما یک درخواستی داشته باشیم و آن اینکه ما شنیدیم آقای خاتمی می خواهند آقای مهرعلیزاده را ببرند تهران و با توجه به اینکه در این ۴ سالی که گذشت، این دوران بهترین و بالاترین سطح هماهنگی بین ادارات و نهادها وجود داشت و کوچکترین اختلافی هم بین آستان قدس و دولت نبوده، می خواستیم از شما خواهش کنیم شما بگویید ایشان منصرف شوند و ایشان یک دوره دیگر در اینجا بمانند، ولی چون تصمیمات گرفته شده بود و از قبل هم مشخص شده بود آقا فرمودند تصمیم گرفته شده است و خانواده ایشان هم همراه ایشان نیستند ـ خانواده من در آن ۴ سال همراه من نبودند ـ و ایشان دارند ارتقاء پیدا می کنند و ما نمی توانیم بگوییم این کار را نکنید. به این ترتیب راه باز شد برای این که ما به تهران بیاییم.

مجری: شما و آقای معین آخرین فردی بودید که حکم حکومتی شامل حال شما شد برای انتخابات ریاست جمهوری؛

مگر قبل از ما هم بوده؟

مجری: آخرین افراد هستید چون بعد از شما چنین چیزی نبوده از سال ۸۴ به این طرف دیگر اتفاق نیفتاد بعد از آن حکم دیداری داشتید؟

در آن مورد نه ولی دیدارهای مختلفی من داشتم، در مورد این موضوع من صحبتی نکردم و ایشان هم صحبتی نکردند.

مجری: گفته بودید اینکه گفته می شود آقای مهرعلیزاده آمده بود به کارزار انتخابات تا رای آقای هاشمی ریخته شود، این یک توهم است؛

۸۴ شرایط خاصی بود، شرایطی بود که اصلاح طلبان یک مجموعه ای که مجموعه را جمع کند واقعاً نداشتند آن زمان مثلاً جناب آقای معین کاندیدای حزب مشارکت بود، حزب مشارکت آن زمان فکر می کرد به هر حال آن پتانسیلی که برای شخص آقای خاتمی بود و اصلاحات یعنی خاتمی، اصلاحات یعنی حزب مشارکت، این تصور را داشتند و براساس این بالاخره حزب است و محاسباتش را براساس این می کند، گفت کاندیدای ما این فرد است و ما فقط دنبال این فرد هستیم، شاید این فکر را این حزب نکرد که آقای مهرعلیزاده ممکن است رای بیاورد،۱۰ تا۱۰۰ رای، هزار رای، بالاخره ایشان جزء اصلاح طلبان است، معاون دولت آقای خاتمی و اصلاحات بودند و بیاییم صحبت بکنیم و این کار نشد، آن حزب در محاسبات خودش نیازی به این کار نمی دیدید، ما می گفتیم این اشتباه است بالاخره مجموعه اصلاح طلبی یک مجموعه افرادی هستند که آقای خاتمی جزء آن است و بقیه دارند یک حرکتی را ایجاد می کنند بالاخره اینکه یک حزب صاحب همه چیز است چنین چیزی نیست، آقای هاشمی رفسنجانی آن زمان بودند و بنا به تشویق بعضی از دوستان ایشان بالاخره تا آخر ماندند ضمن اینکه با احترام کامل به محضر ایشان آن زمان و الان که به روح ایشان احترام می گذاریم گفته شد با نظرسنجی هایی که دارد می شود با ۲۴ درصد در ماکسیمم نظرسنجی ها آن زمان رای آورده بودند، گفتیم این به دور دوم کشیده می شود و معمولاً در دور دوم این طرف رای ندارد و از این طرف هم بالاخره شرایط خاص آن زمان بود که بالاخره یک تخریب هایی که در مورد آقای هاشمی شده بود کمک می کرد به اینکه امیدوار نباشیم اگر دور دوم شد ایشان بتواند رای بیاورد.

به هر حال چون این مطالب نتوانست در یک جایی جمع شود این اتفاق افتاد ولی اینکه هر فردی برود در هر مصاحبه ای دیگری را مقصر بداند این کارها اصلاً درست نیست.

مجری: در حین مبارزات انتخاباتی گفته بودید پدیدۀ آقازاده گری عامل شکست سیاست های کشور می دانیم باید ریشۀ آقازادگی را از بیخ و بن خشکاند، منظورتان شخص خاصی بود؟

واقعیت این است این پدیدۀ بدی که امروزه می گویند رانت و رانت خواری، آن زمان اینها خیلی به ذهن غریبه بود و آن زمان تازه داشت شروع می شد که پسر فلانی در فلان قرارداد ورود پیدا کرده است داشت اینها شروع می شد و من واقعاً مکلف بودم و بالاخره کارزار انتخاباتی بود و من هم به امید موفقیت آمده بودم، مجبور بودیم بعضی از واقعیات جامعه را بیاوریم و عنوان بکنیم که این اتفاقات نیفتد که یکی از موارد هم همین مورد بود.

مجری: به نظرتان بعد از این همه مدت خشکانده شد؟

نه متاسفانه.

مجری: چرا؟ البته در همه طیف ها هم دیده می شود!

یک ریشه های فرهنگی در عادت ها دارد شما چه بخواهید چه نخواهید افرادی هستند که اصلاً فارغ از انقلابی بودن و مسلمان بودند و فارغ از چپ و راست بودن بالاخره به امتیاز گرفتن از موقعیت عادت کردند، درست برخلاف فرهنگی که اوایلِ انقلاب بود.

مجری: یک مقداری هم عادی‌سازی شده است، مثلاً سر قضیه حقوقهای نجومی یا مقابل آن املاک نجومی مشخص نشد چه شد.

مثلاً یک زمای می گفتند فلانی رشوه گرفته، فلان کارمند در فلان اداره رشوه گرفته است، من یادم هست اکر خیلی گزارش سنگین بود می گفتند در فلان سازمان به یک کارشناس زیربط یک آپارتمان رشوه داده اند، آن زمان حداکثر قیمت آپارتمان ۲۰۰ میلیون تومان بود، اصلا وحشتناک بود این موضوع. یک باره حالا دیده‌ایم که ۲ هزار میلیارد، ۳ هزار میلیارد و بالاتر، طوری می‌شود که اگر کارمند پایین‌تر از اینکه یک یا دومیلیارد بخواهد بدزدد، خجالت می‌کشد! اصلا چه زمانی املاک نجومی در می آید؟ زمانی که شما به یک مدیری اصلاً مدیر است و حقش هم است، املاک نجومی در مقایسه با خیلی از کارها اصلاً رقمی نیست ولی بالاخره بزرگ می شود، این جناح سیاسی هم حقوق نجومی را بزرگ می کند، و من وقتی می گویم شیشه ای این است، مثلا ورودی حساب شهرداری امروز از بابت این بخش مثلاً عوارض نوسازی یا عوارض فلان، فلان میلیارد تومان است، امتیازاتی که می دهیم اینهاست، اگر اینها مشخص شود دیگر کسی جرات نمی کند از این خطاها بکند دیگر اصلاً امکان خطا وجود ندارد.

مجری: جایی گفته بودید مجلس باید مطالعه دقیق کند اگر قانون اساسی نیاز به تغییر دارد ورود بکند یا خیر، یعنی واقعاً قانون اساسی نیاز به تغییر دارد؟

بحث این بود که قانون اساسی باید تغییر کند یا خیر، من گفتم این جزء وظایف مجلس است و علی‌القاعده مجلس می تواند در مقاطع مختلف بررسی کند؛

مجری: به نظر شما الان کجای قانون اساسی نیاز به تغییر دارد؟

من بررسی نکردم کجا نیاز به تغییر دارد.

مجری: پس شما تاکید داشتید که باید کار کارشناسی انجام شود؟

دقیقاً کار کارشناسی و جایگاه آن هم مجلس است.

مجری: شما آقای دادکان را برای فدراسیون فوتبال انتخاب کردید؟

در حقیقت مجمع انتخاب کردند، ولی فردی بود که من خیلی او را دوست داشتم و مورد علاقۀ من بود برای این کار.

مجری: موفق هم بودند؛

خیلی موفق بودند و آقای دادکان جزء نیروهای ارزشمند ورزش هستند؛ هم رُک هستند هم کارش را بلد است و هم تخصص این کار را دارد و با کسی هم تعارف ندارد.

مجری: مهمترین ویژگی آقای دادکان و مهمترین نقطه ضعفش چیست؟

من نقطه ضعفی از ایشان نمی دانم، ولی ویژگی اش این است که خیلی لوتی و مرد است و خیلی رُک است.

مجری: به نظر شما فدراسیون فوتبال الان قوی است یا زمان آقای دادکان؟

 من فکر کنم آن زمان قوی‌تر بود، الان مناسبات دیگری وارد فوتبال شده است، آن زمان ساده‌تر بود و خلاصه‌تر بود و در آن خلاصه انطباق عملکرد آقای دادکان با شاخص هایی که بود نزدیک صددرصد بود، بالای ۹۰ درصد بود الان چون شاخص های دیگری وجود دارد مدیریت فعلی را بایستی با آن شاخص های دیگر هم سنجید.

مجری: مثلاً چه شاخص هایی؟

مثلاً پول خیلی وارد ورزش شده است، باشگاه ها توسعه پیدا کردند و وسیعتر شده اند،

مجری: شما اگر الان رئیس ورزش کشور بودید با کیروش چگونه تعامل می کردید؟

حفظش می کردم.

مجری: بله یک جاهایی هم رفتارهای غیرتی نشان می دهد و مردم هم او را دوست دارند ولی یک جاهایی هم باید رفتارها کنترل شود؛ قبول دارید؟

بالاخره هیچ کس صددرصد نیست هر کسی ۱۰ حُسن دارد یک عیب هم کنارش دارد، ورزش فوتبال ما هم یک مقدار شوخی کن و اهل سر به سر گذاشتن است، حاشیه زیاد دارد ممکن است یک نفر یک عیب کوچک هم داشته باشد از همانجا وارد می شوند تا جوی و فضایی در رسانه ها باشد، به نظرم هم انصافاً هم برانکو خیلی آدم عمیق و عاقلی بود زمانی که تیم ملی آمد و هم آقای کیروش و هر دو آدم های لایقی هستند و الان در جایگاه خودشان دارند کارهای خوبی می کنند و ایرادهایی هم در مواردی دارند و نباید آنها را خیلی جدی گرفت.

مجری: گفته بودید کفاشیان یک ذخیرۀ الهی است برای ورزش آمده و مانده و همه باید از وجودش لذت ببریم.

[می خندد] یادم نمی آید چنین چیزی گفته باشم؛ اصلاً شوخی است من چه زمانی گفتم ذخیره الهی است، مگر جزء پیغمبران و ائمه اطهار و اولیاء الله است.

مجری: پس مدیریت کفاشیان را قبول دارید؟

من بارها گفتم آقای کفاشیان به عنوان یک مدیر ـ از این حرف بدش نیاید، خیلی دوستش دارم و آدم فعالی است ـ نفر دوم خیلی خوب می تواند کار بکند و با شوخی و خنده کار را پیش می برد ولی در عین حال در اینکه دستوری بگیرد و آن دستور را به نحو مطلوب پیش ببرد خیلی ماهر است، اما وقتی نفر اول قرار می گیرد شرایط تغییر می کند و بعضاً این شوخی‌ها کار دست او می دهد و جدی ها کار دست او می دهد [می خندد]

مجری: آقای تاج چطور است؟

خوب هستند و موفق اند و انصافاً در فوتبال از چندین سال پیش بودند، در سپاهان بودند و جزء مدیران باشگاه موفقی بودند و در فدراسیون هم چندین سال به عنوان نفر دوم بودند و کاملا ًدیدند و ساخته شدند و الان هم موفق هستند.

مجری: فکر می کنم والیبال هم زمان شما یک پایه‌ریزی ای صورت گرفت؟

بله والیبال هم بیشتر زمان آقای یزدانی خرم بود و زحمت را بیشتر ایشان کشید و والیبال ما زمان ایشان روی آموزش و تربیت نیرو خیلی کار کرد و از آن زمان پا گرفت و خوشبختانه خوب نگهداری شد.

مجری: شما مخالف ادغام سازمان تربیت بدنی با سازمان جوانان بودید.

بله.

مجری: الان پس خوشحال هستید که وزارت ورزش جدا می شود، این حرکت بهتری است؟

امیدوارم حتماً انجام شود و حرکت خوبی است و مسالۀ جوانان، فقط ورزش نیست؛

مجری: اصلاً سازمان ملی جوانان حذف شده بود؛

عملاً از بین رفته بود و جداسازی این به عنوان یک معاون رئیس جمهور یا هر جایگاهی، می تواند آن شان را سازمان بدهد و بعد به مسالۀ جوانان از ابعاد مختلف نگاه شود که نگاه خواهد شد.

مجری: یک جایی گفته بودید آقای گودرزی وزیر سابق ورزش زحمات زیادی کشید، اما فضای ورزش فضای خاصی بود، عده ای برای خودشان ارتباطاتی ایجاد کرده بودند، سلطانی‌فر باید بر این ارتباطات تسلط پیدا کند، منظور شما از این ارتباطات چیست؟

 آقای گودرزی خیلی آدم خوبی بود یک استاد دانشگاه بود آمده بود اینجا و می خواست با دلسوزی کار کند اتفاقاً بر یک اصولی پایبند بود

مجری: قبول کنید حاشیه هایش هم یک مقدار زیاد بود؛

اصلاً حاشیه جزء ضروریات و ملزمات ورزش است، اما بعضی از افراد ـ که دوست من نیستند و من آنها را دوست تلقی نمی‌کنم ـ استفاده هایی کردند که آمدند یک باندهایی داخل ورزش جا انداختند و بیشتر برای جا انداختن باند خودشان، فکر و افراد خودشان رفتند و آن وقت جالب است کاش یکی بود می گفتیم آقای گودرزی افتاد در اختیار این باند، از این باندها دو سه تا تشکیل شد و هر کدام کار خودشان را کردند و این خیلی بد شد؛ یعنی علاوه بر اینکه تمام سعی و کوشش آقای گودرزی به یک نتیجه ای نمی توانست برسد و نمی رسید، بلکه یکسری تخریب هایی در سیستم انجام می شد، هر کسی کار خودش را انجام می داد، این شبکه با آن شبکه مغایر بود و با هم درگیر می شدند و کارهای اینطوری که من به آقای سلطانی فر حضوری هم گفتم.

مجری: برنامه با دست خط شما تمام می شود.

«بسم الله الرحمن الرحیم

اینجانب به عنوان فرزندی از ایران مسلمان و سرافراز در مقابل عظمت و بزرگی مردم سربلند کشورم سر تعظیم فرود می آورم و به پاس ارزشهایی که این مردم بزرگ در تاریخ ایران به ویژه در پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی و حراست از دستاوردهای انقلاب آفریدند، خود را همواره مدیون آنان می دانم و از درگاه خداوند متعال برای همۀ مردم عزیز ایران به ویژه خانواده های معزز شهدا و ایثارگران ایران سرافرازی همیشگی مسالت دارم.»


دیدگاه درباره این مطلب

فیلدهای با نماد * ضروری هستند

دیدگاه ها

  • دیدگاهی برای این مطلب وجود ندارد