بارگذاری
جستجو
Fa | En

گفتگوی تلویزیونی مهرعلیزاده با برنامه دستخط 1

14 مرداد 1396
0
بازدیدها: 134
گفتگوی تلویزیونی مهرعلیزاده با برنامه دستخط

دکتر «محسن مهرعلیزاده» از چهره­‌های سیاسی اصلاح­ طلب و رئیس فدراسیون بین ­المللی ورزش ­های زورخانه ­ای و همچنین رئیس کمیته گردشگری اتاق بازرگانی تهران و یکی از گزینه‌های شهرداری تهران مهمان برنامه دست خط بودند که مشروح گفتگوی محمد حسین رنجبران با ایشان از نظرتان می‌گذرد:

 

مجری: قرار است شهردار تهران شوید! شایعات درست است؟

خودتان در ابتدای کلام فرمودبد «شایعه»؛ شایعه که در تلویزیون مطرح شود دیگر شایعه...

مجری: به هر حال مطرح شده اید؛

بله، جزء اسامی که مطرح شده است هستم؛ با بعضی از اعضای محترم شورا هم صحبت­ هایی کرده ایم، حالا باید ببینیم چه پیش می آید بالاخره انتخاب با اعضای شورا است.

مجری: درست است که اعضای شورای شهر باید رای بدهند، اما افراد پشت صحنه­ای که این فهرست را بستند بالاخره روی انتخاب شما تاثیر دارند؛

ببینید اصل، اعضای شورا هستند، یعنی به هر حال آنها می ­خواهند کار کنند و آنها از شهردار کار می­ خواهند و آنها می ­خواهند همراهی داشته باشند.

مجری: زمانی که در انتخابات شورای شهر بحث می شد می گفتند فهرست های مختلف بسته شده است بخصوص فهرستی که الان رای آورده است، شهردار آن هم مشخص است از همان زمان هم صحبت شما بود که شهردار این فهرست آقای محسن مهرعلیزاده است؛

نه واقعاً اینطور نبود، فهرست در یک فرآیند مشخصی در شورای عالی اصلاح‌طلبان مطرح شد و وقت زیادی گذاشته شد، روی شاخص های مشخصی که تعریف شده بود از بین نزدیک ۷۰۰ نفر به ۲۱ نفر رسیدند و فهرست را بستند و آن زمان هیچ صحبتی از اینکه این فهرست به علاوه فلان شهردار، چنین چیزی نبود؛

مجری: می گویند شما اگر شهردار تهران نشوید ممکن است شهردار مشهد شوید، درست است؟

نه چنین چیزی نیست این دیگر خیلی شایعه است [می خندد]

مجری: الان به غیر از شما چه افراد دیگری مطرح هستند در بین اعضای شورای شهر؟ بیشتر از بین اصلاح‌طلبان هستند؟

بگذارید من نام نبرم، اینها شایعه و گمانه زنی است اما بله، بدیهی است با توجه به اینکه کلیه ۲۱ نفر منتخب شورای شهر تهران، همه از اصلاح طلبان هستند، الحمدلله با قوت خوبی هم انتخاب شدند طبیعتاً گزینه­ شان از میان مدیران مقبول اصلاح طلبان خواهد بود و این طبیعی است.

مجری: آقای سالک عضو حزب ندای ایرانیان یک مصاحبه ای کرده بود که افرادی که عضو شورای شهر شدند، یک میثاق نامه ای را امضاء کردند که بند ۱۶ آن می گوید هیچ کس از اعضای شورا نباید شهردار شود، الان ما می‌شنویم بعضی از گزینه ها، افرادی هستند که در شوراها انتخاب شدند، الان به این پایبند هستند یا ممکن است از افرادی که داخل شورای شهر باشند؟

طبیعتاً آنچه که داخل شورا بحث شده و من هم شنیدم از دور، بالاخره چون من عضو نیستم ببینم در آنجا چه می گذرد ولی بحث ها را می شنوم، این پایبندی به عهد در همۀ اعضای شورا وجود دارد؛

مجری: در همه فهرست ها بحث زیاد می شود چه این طیف و چه آن طیف، بخصوص بعد از اینکه آن طیف پیروز می شود برخی در هر طیفی یکسری حرف‌هایی می گویند و مطالب انتقادی می گویند، یکی از اعضای شورای شهر فعلی که از اصلاح‌طلبان هم بود ابراز می کرد که این فهرست که بسته شد قرار بود من در این فهرست بام ولی من چون ۲ میلیارد تومان پول ندادم من را داخل فهرست قرار ندادند، چنین چیزی درست است؟

نه! به نظر من خیلی بی‌انصافی است، من واقعاً به عنوان کسی که عضو شورای عالی هستم و تمام صحنه ها را می دیدم و در همه لحظاتش هم بودم اولاً اصلاً چنین مبالغی هزینه نمی شود حتی در کلان، چه برسد به اینکه بخواهند از یک نفر چنین مبلغی را بگیرند، چه کسی این مبلغ را خواسته و از چه کسی خواسته است؟! اصلاً چنین چیزی درست نیست و نبود،

من چیزی شنیدم که در این شایعات هم آمد و واقعیت این است در بستن فهرست از همان روز اول یک ویژگی های مشخصی تعریف شد، فرد چقدر تخصص دارد، چقدر تحصیلات دانشگاهی دارد، چقدر تحصیلات مرتبط با امور شهری دارد، حالا اینکه در فرآیند عمل ممکن است مثلاً نمره یکی به نظر خودش می توانست بیشتر از این باشد و معترض است، این یک مطلب دیگری است، در هر بستر سیاسی چنین اتفاقی می افتد.

مجری: دو فهرست از اصلاح طلبان بیرون آمد؟

نه یک فهرست.

مجری: البته یک فهرست آن کسانی که ناراضی بودند دادند؛

تا آنجا که من می دانم متاسفانه به لحاظ اینکه بعضی از اصلاح‌طلبانی که توقع داشتند در لیست قرار بگیرند گروه هایی تشکیل دادند و کارهایی کردند و چه حتی مثلاً بعضاً از طرف رقیب چنین اتفاقی ممکن است افتاده باشد، بیش از ۵۰ لیست جعلی درآمد.

مجری: ولی اصلاح طلبان در نخستین دوره شورای شهر حائز اکثریت آرا شدند و یک تجربۀ تلخی بود که شورا به پایان نرسید و جمع شد، به نظرم خودتان هم قبول دارید که باید بیشتر مراقبت کنید؛

بله همینطور است تذکر خیلی خوبی است و دوستان هم این بینش لازم را دارند که مراقبت هستند که خدای نکرده در رقابت های درون خودشان اتفاقی پیش نیاید که تجربیات شورای اول تکرار شود.

مجری: اگر شورای شهر به آقای مهرعلیزاده رای بدهد به عنوان شهردار تهران، او می خواهد با شهر تهران چه کند؟ تهران معضلات کمی ندارد، ترافیک دارد، آلودگی هوا از مهر وجود دارد تا آخر زمستان و غیره، چه می‌خواهید بکنید؟

اول این است که بخش بسیار زیادی درخصوص مسائل مالی باید کار شود، بودجه‌ای که  الان شهرداری تدوین کرده است برای سال ۹۶ از نظر دسترسی و رسیدن به آن بودجه مقدار زیادی با آن واقعیت ها فاصله دارد، یعنی ۱۷ هزار و خرده ای میلیارد تومان بودجه گذاشته شده است. براساس اعداد و ارقام بیش از ۴۲ درصد این رقم از محل فروش مازاد تراکم است، هم فروختن مازاد تراکم واقعاً مشکل دارد با توجه به این تراکمی که از نظر ساختمان در تهران وجود دارد، ساخت و ساز و زندگی مردم و کوچه های تنگ و باریک، برج های چند طبقه به اندازه کافی، الان واقعاً تهران دارد خفه می شود چه برسد به اینکه مجوز بدهیم به اینکه اینها افزایش پیدا بکند؛

مجری: یکی از کارهای شما جلوگیری از اینها است؟

حداقل باید یکی از کارها این باشد که این کار را ادامه ندهیم منتها عدم ادامه ندادن این کار یعنی به دست نیاوردن نصفی از بودجه ای که شما نیاز دارید؛

مجری: اگر شما بیایید در شهرداری، شما و شورای شهر رابطه بهتری نسبت به شورای قبل با دولت دارید و به نظرم می شود بودجه بهتری هم بگیرید؛

به نظرم باید از دولت خواسته شود نصف این پول که نزدیک ۸، ۹ هزار میلیارد تومان است را دولت بدهد، دولتی که در طول سال ۹۵ آنچه که توانست برای کل بودجه عمرانی تخصیص بدهد حدود ۱۵ میلیارد تومان بود، یعنی دولت هم چنین مبلغی را ندارد؛

مجری: البته راه های دیگر درآمدزایی وجود دارد؛

بله؛ این از این طرف، از آن طرف هم مقدار زیادی شهرداری تهران بدهکار است در همین سال ۹۵ که بودجه سال ۹۶ تصویب شد، بیش از ۲۱ هزار و خورده ای میلیارد تومان به شکل دیون دارد، این بدهی باید داده شود و خود این بدهی نزدیک ۱.۵ برابر بودجه است، گفته می شود علاوه بر این نزدیک ۴۰  و خرده ای هزار میلیارد دیگر صورت وضعیت های نهایی نشده و پروژه های در دست اقدام است، به هر حال کارهایی است که شروع شده و این جمعاً با هم نزدیک ۶۰ هزار میلیارد تومان است، یکی از کارهای مشکل  شهردار آینده این خواهد بود که این پول را باید به یک نحوی تامین کند، از کجا؟ نمی تواند به مردم فشار بیاورد و نباید این کار را بکند، بایستی درآمدهای پایدار ایجاد شود مثلاً تبدیل تهران در یک مواردی به مرکزیت در منطقه، مثلاً یکی از برنامه هایی که بنده از چندین سال پیش دارم روی آن کار می کنم و کارِ بسیار خوب و ملی و ارزشمندی برای تهران می تواند باشد این است که در تهران یک مرکزیت بزرگی به عنوان مرکزیت نمایشگاهی و فروشگاهی محصولاتِ صنایع ساختمانی باشد نه برای کشور به منطقه بتواند سرویس بدهد، یعنی ۳۰۰ شرکت یا حتی ۴۰۰ شرکت که برندهای دنیا هستند و مصالح ساختمانی تولید می کنند آنها در یک مرکزیتی که چندین برج اداری و چندین هتل و نمایشگاه ایجاد می شود و دفترهایی برای خودشان دارند آنجا می نشینند و یا مثلا در دبی، در کرکوک، در ترکمنستان یا هر جای دیگر که همسایگان ما هستند در این ۱۰، ۱۲ کشور توسعه هم زیاد است و نیاز به ساخت و ساز دارند آن وقت مهندس مشاور آنها می آید وقتی طراحی کردند تا یک برجی بسازند با هواپیما می آیند اینجا می نشینند در آن مرکزیت که ارتباط دارند با ۲۰۰، ۳۰۰ تا سازندۀ مصالح ساختمانی از سیمان و میل گرد گرفته تا مصالح نهایی ساختمان مثلا کاغذ دیواری و هر چیز دیگری؛

ما مشابه همین را درخصوص درخصوص هاب برای تولید نرم افزار، جوانان ما خیلی مستعد هستند انصافاً در مورد مسائل نرم افزاری و کامپیوتری و طراحی نرم افزار در زمینه های مختلف جوانان ما خیلی مستعد هستند، الان مشابه این کار را هند انجام می دهد، حتی هند از این مطلب که با آمریکا اختلاف زمان دارد استفاده می کنند و شب ها که کامپیوترهای آمریکا در حال استراحت هستند و از آنها استفاده ای نمی شود، شب ها آنها را اجاره می کنند و با آن کامپیوترها کار می کنند و نرم افزار تولید می کنند و به خود آمریکا و کشورهای آمریکایی می فروشند، هر هاب بودنی یعنی هزاران نفر آمد و رفت، هواپیما، ورود و خروج، هتل، ساختن هتل ها و شهر آبادتر می شود و پول مردم می آید اینجا، به اندازۀ کافی خود تهرانی ها و خود ایرانی ها پول برای سرمایه گذاری دارند منتها چون ما الان زمینۀ آن را فراهم نکردیم این پول بیشتر می رود در برج سازی و بیشتر شهر را متمرکز می کند و بیشتر مشکلات ایجاد می کند.

حالا فکر کنید این پولی که این سرمایه گذار صرفِ ساختن برج و افزایش تراکم روی کفِ خیابان ایجاد می کند، ما پول او را ببریم در تهیه واگن و همین ۶، ۷ خط مترویی که داریم ۱۸۰ کیلومتر کلاً طول متروی ماست در زیر خیابانهای تهران، قطارهای آنها را به جای ۷۰۰ تا، دو تا ۷۰۰ قطار  منتها با پول بخش خصوصی، الان چرا ما تراکم داریم؟ ۱. خط کم است و ۲، در همان خطهایی که موجود است قطار کم است برای همین ۷، ۸ دقیقه طول می کشد تا قطار بعدی بیاید مردم متراکم هستند، در دنیا این ۷، ۸ دقیقه ۲ دقیقه است در ساعت پیک کمتر از ۱ یا ۲ دقیقه است، باید اینطوری باشد و مردم ناراضی نباشند و بروند استفاده کنند، قطار کم است و شهرداری هم پول ندارد قطار بخرد، دولت هم پول ندارد کمک کند، بخش خصوصی که وجود دارد. .....الان در کشوری مانند توکیو که خطوط مترو است شبکه ها و رنگ های مختلف همگی برای بخش خصوصی است

مجری: جایی گفته بودید اگر به شهرداری بروید باید یک اتاق شیشه ای درست کنیم که همۀ اعمال و رفتار توی شهرداری زیر ذره بین باشد و مشخص باشد؛

نه اتاق شیشه ای، مثلاً چه اشکالی دارد اگر شهردار یک منطقه ای صبح تا شب که ۲۰، ۳۰ نفر به او مراجعه می کنند یک امتیازی می خواهند بگیرند یک پولی پرداخت می کنند آن هم در حسابهایش می نویسد، وقتی شما با این پول هیچ رابطۀ منفی ای ندارید، پول مشخصی است، مثلاً طرف می گوید دو طبقه را می خواهم سه طبقه بکنم اینقدر باید پرداخت بکند، این پول پرداخت شود و وارد سیستم شود ولی بعداً این مخفی کاری  و نهان کاری های بی مورد ایجاد تردید می کند، مردم بدانند واقعاً شهرداری با چه معضلات مالی مواجه است بیشتر به شهرداری کمک می کنند.

مجری: یک جایی گفته بودید برای جلوگیری از قانون گریزی در حوزه شهری باید نظارت شورای شهر افزایش پیدا بکند، این نظارت چگونه است؟

اصلاً شورا دو وظیفۀ اصلی دارد،یک تدوین مقررات و ضوابط و تصویب بودجه برای شهرداری، ۲. نظارت بر اجرای آن، اینها خیلی مهم است، اگر آن سیستمی که می گویم اطلاعات و مسائل مالی و غیرمالی باید شیشه ای باشد این نظارت هم براساس آن در عمل اتفاق خواهد افتاد.

مجری: ممکن است شما شهردار شوید و دستور تخریب پل صدر را بدهید؟

خیلی از معماران ماهر کشور، کسانی که مهندس معمار هستند و روی شهر و زیبایی شهر اظهارنظر می کنند به هیچ وجه این پل را با این سازۀ بتنی خشن در دید مردم و در معرض زندگی مردم را کار پسندیده ای از نظر معماری تشخیص نمی دهند من هیچ وقت این کار را نمی کنم که این پل را خراب کنم بالاخره هزینه های خیلی سنگینی صرف شده است ولی همه مقایسه می کنند مثلاً می گویند با این طولی که اتوبان صدر دارد می توانند ۴ برابر بعضاً ۸ برابر یا تونل یا مترو بسازند.

 

مجری: شما با مردم زیاد ارتباط دارید الان مهمترین مشکل مردم چیست؟

مساله اقتصادی و معیشت است و اشتغال. به هر حال ما مشکلات انباشته ای داریم از زمان جنگ تحمیلی به این طرف، بعد دوران سازندگی، دولت اصلاحات، دوران بعدی کارهای زیادی انصافاً در زمینۀ اقتصادی شده است ولی مال چند مشکل جدی داشتیم به ویژه مشکل تحریم این مساله را مقدار زیادی تشدید کرد، چون وقتی راه برای صادرات باز نیست عملاً شما دنبال آن نمی روید مثلا می خواهند صادر بکنند نمی گذارند پول تکان بخورد، مسیر بانکی را بستند و نمی گذارند من صادر هم بکنم پولم برنمی گردد، بنابراین تولید برای صادرات هم که یکی از اهداف بسیار بزرگ برای اشتغال می تواند باشد آن هم متوقف می شود کسی برای اینکه بتواند محصولی را صادر کند و سرمایه گذاری بکند این کار را انجام نمی دهد.

مجری: یک جایی گفته بودید اگر دولت به ویژه تیم اقتصادی خودش را با نیروهای به ویژه اصلاح طلب تقویت می کرد هماهنگ تر و قوی تر و یک دل تر رفتار می کرد و توقعات مردم سریعتر پاسخ داده می شد؛

نه گفتم تیم منسجمی نداشت، الان هم همین را می گویم؛

مجری: یعنی هماهنگ تر باشد؛

ببینید وقتی وزارت صنعت معدن و تجارت بالاخره عاملِ اجرایی این توسعه ها آن است، کسی که در صف اول پیش می رود، منتها به یک نحوی باید فکرمان و جهت گیری های آن با سیاستهایی که بانک مرکزی دارد، پشت سر، سیاستهایی که وزارت اقتصاد و دارایی دارد در مورد مالیات، گمرک و مسائل مختلف با هم هماهنگ باشند تا آن سیاستها پشتیبانی کنندۀ برنامه هایی باشد که مثلاً وزارت صنعت، معدن، تجارت یا مثلاً وزارت تعاون یا رفاه یا وزارتخانه کشاورزی که تولیدکننده هستند در یک سمت و سو باشند که در یک بستر مشخص و یک جهت گیری و استراتژیِ معینی حمایت کنند و جلو بروند، این انسجام و همسویی در تیم اقتصادی در دولت اول دیده نمی شد که امیدوارم این دورۀ حتما؛

مجری: با جدا کردن وزارت صنعت، معدن تجارت به صنعت و معدن و بازرگانی به نظرتان؛

کمک می کند، چون ۷۰ درصد اقتصاد هنوز دست دولت است، همین وزارت رفاه دارد شستا را با آن عظمت که بزرگترین هلدینگ کل کشور است، کارخانه را هم گرفته است، از ریزترین نوع تولید را گرفته تا عمیق ترین کار تولید را، مشابه این را مثلا در وزارت صنعت مثل سازمان گسترش داریم. وزیر صنایع خیلی زرنگ باشد می تواند همین سازمان هایش را جمع کند ولی وزارت بازرگانی باید جدا باشد بالاخره در مورد بازرگانی کشور غفلت نشود، ایران از قدیم روی خط جاده ابریشم بوده و ایرانی ها از نظر تجارت در گذشته شهره بودند، ما باید این توان را احیاء بکنیم. این متناسب ترین حالت است باید جدا می شد و جدا شود.

مجری: به عنوان یک آدم اقتصادی حرف برخی از کارشناسان را قبول دارید که دولت تمام تخم مرغ هایش را در سبد برجام گذاشت و نباید می گذاشت؟

نه این حرف درست نیست چون علت این است که دولت ناگزیر بود در فضای بین المللی برود و این گره را باز کندو تحریم ها را بردارد منتها به این معنا نبود که همه چیز را در داخل تعطیل کرده، در داخل آنچه که موجود بود را پیش برد، من درست عکس این تئوری را دارم من می گویم دولتی که هنوز زمانی که تحریم ها به طور جدی برداشته نشده بود و هنوز هم در مورد تحریم های بانکی مطلب کامل حل نشده ولی با وجود این از منهای ۷ درصد رشد اقتصادی کم کم  آمد روی ۶ و یک و این دفعه اعلام شده است ۵/۱۲ درصد البته هشت و خرده ای برای نفت است ما خیلی آن را درنظر نمی گیریم، به هر حال ۷ درصد منفی را بیاورید روی مثبت این در داخل بی توجه به مسالۀ برجام کار کرده است.

ببینید پیش بینی می کنند می گویند برای برنامه ششم برای ۵ سال آینده بعضی از کارشناسان می گویند حداقل نزدیک به هزار میلیارد دلار جذب سرمایه گذار نیاز داریم، یعنی سالی ۲۰۰ میلیارد دلار سرمایه گذاری، کل درآمد نفتی ما مثلاً ۱۰۰ میلیارد دلار است و بخش عمده­اش هم صرف هزینه های جاری ما می شود، به این ترتیب سرمایه گذار ایرانی که در ایران پول دارد یا سرمایه گذار ایرانی که خارج از کشور پول دارد و می توانند کمکی کنند و از بیرون با خودشان پولی بیاورند ما حداقل نزدیک به ۵۰، ۶۰ میلیارد دلار در سال نیاز به سرمایۀ خارجی داریم، باید فضای برجام باشد تا پول بیاید وگرنه نمی آید و وقتی اینها بیایند ـ نه امروز کار اقتصادی طولانی مدت است ـ مثلاً بعد از ۴ یا ۸ سال یا ۱۰ سال بعد اثرات این سرمایه گذاری های امروز، اعتماد سرمایه گذار خارجی، آمدن او و سرمایه گذاری او، اثرات بیرونی آن مانند اشتغال و کار و تولید و رفاه آن زمان دیده خواهد شد.

مجری: شما از تغییرات دولت دوم آقای روحانی خبر دارید؟

نه تقریباً. حالا ما می شنویم مانند شما.

مجری: چطور شد در دولت یازدهم به شما پیشنهاد استانداردی آذربایجان شرقی را دادند؟ بعد به نوعی پس گرفتند؟

یک صحبتی آن زمان شد طبیعتاً ادامه کارهای جاری ای که من داشتم برایم اهمیت داشت، منتها چند گزینه که از قبل مطرح بودند، یکی از آن گزینه های خوشبختانه پذیرفته بود و عمل شده بود.

مجری: مناظره های انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم را می دیدید؟ راضی بودید؟

بله. متاسفانه از مناظره ها راضی نبودم، مناظره ها متاسفانه از همان روز اول رفت به سمت اینکه یک مقداری از شانِ هم کاندیداها و هم شانِ فرهنگی و اخلاقی ایران و ایرانی فاصله گرفت، اینکه به صراحت یک نفر به یک نفر تهمت دروغ بزند و زنده پخش شود، به نظرم فضای مطلوبی نبود می توانست فضای بهتری باشد.

مجری: از خانواده شما کسی راضی نشد بیاید چرا؟

کم رو هستند گفتند ما نمی توانیم جلوی دوربین بیاییم و صحبت کنیم.

مجری: چه سالی ازدواج کردید؟

سال ۵۹.

مجری: چگونه آشنا شدید؟

من سال ۵۹ سپاهی بودم،خیلی جالب است این خاطره را بگویم چون این روزها مد شده می پرسند عاشق شدی؟[می خندد] دوست من گفت فلانی نمی خواهی ازدواج کنی؟ من هم به شوخی گفتم هنوز موردش پیدا نشده است، من سال ۵۹، ۲۴ سال سن داشتم، گفتم موردش پیدا شود بله، گفت واقعاً پیدا شود ازدواج می کنی؟ گفت موردش است، گفت خانم من یک همکلاسی دارد اینطور و آنطور است و مشخصاتش را گفت، گفت برویم برای خواستگاری؟ گفتم برویم، با همان لباس خاکی سپاه و جبهه رفتیم، فردا از خانه خودشان تماس گرفت با خانواده خانم خیری همسرم، قرار گذاشتند، آنها هم دوست من را می شناختند و خیلی به او اعتماد داشتند و رفتیم یک صحبت اولیه کردیم و دیگر این باب آشنایی شد و بعد مراحل بعدی را انجام دادیم.

مجری: مهریه چقدر است؟

بگویم شاید تعجب کنید، دقیقاً یادم نیست یا هزار ریال است یا هزار تومان است به اضافه تعلیم سوره صف، شاید بپرسید چرا سوره صف ما بهمن سال ۵۹ رفتیم خدمت امام، من تا آن روز با خانمم اصلاً صحبت نکرده بودم، من به خانمم گفتم مهریه را چقدر بگوییم؟ ایشان گفت هر چقدر گفتید، من نمی دانستم چه بگویم با پدر و مادر خانمم مشورت کردیم، گفتند هر چه شما بگویید رفتیم نزد حضرت امام هزار ریال یا هزار تومان یا صد تومان یادم نمی آید، بعد به امام گفتم صد تومان با یک جلد کلام الله مجید، امام فرمودند می توانید بگویید تعلیم بخشی از قرآن، برنامه من هم طوری بود که آن روزها داشتم چند سوره قرآن را حفظ می کردم، آن روزها داشتم سوره صف را حفظ می کردم بعد تا امام فرمودند من هم دستپاچه شدم چون امام در ایوان نشسته بودند و من هم ایستاده بودم، اصلا زمانی که با امام صحبت می کردید دستپاچه و هُل می شدید، من تا ایشان این را فرمودند گفتم پس تعلیم سوره صف، گفت خیلی خوب شد تعلیم سوره صف به علاوه آن هزار تومان یا هزار ریال یا صد تومان

مجری: شما با آقای مقدم یکی از معاونان دفتر حضرت آقا باجناق هستید، شما باجناق ایشان شدید یا ایشان باجناق شما؟

ایشان باجناق ما شدند، ایشان فکر کنم دو سال از من بزرگتر هستند ولی دیرتر آمدند و با خواهر دوم ازدواج کردند من با خواهر اول ازدواج کردم.

مجری: رابطه شما الان با هم چطور است؟

خوب است به هر حال به عنوان باجناق داریم زندگی می کنیم.

مجری: اینکه می گویند باجناق فامیل نمی شود درست می گویند؟

ما از قدیم با هم دوست بودیم، ما در دانشگاه تبریز با هم بودیم، هم ­خانه و هم ­خوابگاه بودیم، دوست بودیم.

مجری: شما واسطه شدید؟

نه اتفاقاً خیلی جالب است من یک روز در خانه نشسته بودم به من گفتند شما آقای مقدم را می شناسید؟ گفتم بله دوست من است، بعد گفتند ایشان به واسطۀ یک نفر آمده است برای خواستگاری دختر دوم خانواده که از آنجا مطلع شدم.

مجری: با هم از نظر سیاسی اختلاف نظر دارید؟

ایشان اصلاح طلب نیستند [می خندد]

مجری: این اختلاف نظرها به خواهرها سرایت نمی کند؟

نه در زندگی ما این مسائل ورود نمی کند.

مجری: رابطه شما با حاج خانم چطور است؟ عاشقانه است دست خطهای عاشقانه برای ایشان می نویسید؟

[می خندد] واقعاً فرصت این کارها را نداریم ولی همدیگر را خیلی دوست داریم.

مجری: در کارهای خانه کمک می کنید؟

فرصت بکنم انجام می دهم ولی نمی رسم، من ساعت ۷، ۸ صبح از خانه می آیم بیرون و ساعت ۹، ۱۰ شب می روم خانه فرصتی ندارم، حتی تعطیلات هم خانه نیستم و این طرف و آن طرف هستم ولی اگر لازم باشد کمک می کنم.

مجری: غذا درست می کنید؟

نه بلد نیستم جزء نیمرو چیزی بلد نیستم.

مجری: چه غذایی را بیشتر دوست دارید؟

ایرانی معمولاً چه غذایی را دوست دارند؟ قورمه سبزی [می خندد]

مجری: سه فرزند دارید دو پسر و یک دختر و دختر هم نزد پدر جایگاه ویژه ای دارد؛

بله. معمولاً دخترها خودشان را بیشتر به پدرها نزدیک می کنند.

مجری: ازدواج کردند؟

بله پسرها ازدواج کردند.

مجری: با عبدالعلی زاده از کجا آشنا شدید؟

در دانشگاه تبریز سال ۵۳ و ۵۴ که من وارد دانشگاه شدم آقای مهندس عبدالله زاده یکسال زودتر از من وارد دانشگاه شده بود و ما هم دوره ای های خیلی خیلی خوبی داشتیم.

مجری: گعده شما چه کسانی بودند؟

خیلی بودیم کسانی که شهید شدند یکی شهید باکری بود، شهید دادمان بود، شهید زینی بود، مرحوم عطایی استاندار آذربایجان غربی بود در راه تصادف کردند.

مجری: شما از موسسان جهاد بودید؛

بله تشکیل دهندگان جهاد در آذربایجان .. بودم.

مجری: حیف شد جهاد به نوعی ادغام شد، درست است؟

چون دیگر کارهایش با کشاورزی در یک بُعدی موازی شده بود بالاخره ساختارها باید جمع و جور می شد، اگر می ماند قطعاً یکسری تداخلاتی چه با کار صنعت، صنایع سبک و دستی و چه با کشاورزی، ناگزیر بودند که بالاخره به چنین جمع بندی ای برسند.

مجری: شما در عنفوان جوانی عضو هیات مدیره و قائم مقام سایپا در سال ۶۱ شدید؟

بله همینطور است. سال ۶۰

مجری: آن زمان افق مدیریت سایپا چه بوده الان چیست؟ چرا مردم راضی نیستند؟ کلاً از تولیدات خودروی ما راضی نیستند؟

ابعاد مختلفی دارد، آن زمان دو کارخانه بزرگ ایساکو و ایران خودرو وجود داشت آن زمان جهت گیری این بود که بتوانیم از ظرفیت های موجود در جهت توسعۀ خودروهایی که بیشتر جنبۀ عمومی دارند استفاده کنیم، یادم است دستوری از دولت آن زمان آمد که در این جهت قدم بردارید ما آن زمان دو تولید داشتیم در سایپا، یکی ژیان بود که به تاریخ پیوسته و یکی هم رنو بود و رنو به عنوان یک محصول شیک و آن روز بهترین مدلی که جوان ها در خیابانها با آن می چرخیدند؛

مجری: آن زمان قیمتش چقدر بود؟

در زمان های مختلف متفاوت بود فکر کنم ۳۵ هزار تومان بود بعد شد ۵۰ هزار تومان، پیکان ۷۰ هزار تومان بود رنو ۵۵هزار تومان بود. بعد به ۵۰، ۶۰ هزار نفر پیش فروش شده بود با قیمت ۵۰هزار تومان بعد نتوانسته بودند چون جنگ بود و قطعات را نیاورده بودند و خیلی مصیبت داشتیم ولی کار جالبی که آن زمان شد واقعاً خیلی جرات داشتیم یکی از ویژگی­ جوانان آن زمان بود و باید این راه را برای جوانان امروز باز کنیم من همیشه گفتم من خودم را یکی از کسانی می دانم که محصولِ اعتماد به جوان هستم و الان هم به جوانان خیلی اعتقاد دارم و باید راه را برای آنها باز کرد تا کارهایشان را انجام بدهند، آن زمان به ما گفتند سعی کنید ـ خط تولید سایپا را فرانسوی ها گذاشته بودند، خط تولید زامیاد را ژاپنی ها گذاشته بودند که وانت نیسان تولید می کرد، ایران خودرو را انگلیسی ها گذاشته بودند، اصلاً هیچ وقت هیچ مهندس ایرانی در طراحی خط تولید نقش نداشت ـ بعد ما دیدیم خارجی ها به ما کمک نمی کنند و از طرفی یک شعار خوداتکایی هم داشتیم و جوان هم بودیم آمدیم یک جمع درست کردیم، خط ژیان را کلاً برداشتیم بردیم یک جایی باید برای قطعات یدکی استفاده می کردیم به جای خط ژیان آن خط اصلی رنو ۵ را بردیم این طرف و آن سالن بزرگ را خالی کردیم به عنوان خط جدید تولید وانت نیسان را ایجاد کردیم.

مجری: الان خودتان از خودروهای داخلی راضی هستید؟

متاسفانه کیفیت ها پایین است، نحوۀ ارائه کار به بخش خصوصی که همان سیستم سازه گستر، زمان خود ما از صنایع سنگین شروع شد، شرکت سازه گستر ایجاد شدند که قطعات را به بخش خصوصی بدهند و خود شرکت نظارت داشته باشند و بسازند ولی مشروط به اینکه سیستم کنترل کننده هم از نظر ساختاری صحیح باشد و هم از نظر عملکردی دقیق کار بکند، الان تمام مشکلات ما اینجاست که چون سیستم خوب کار نمی کند، مثلاً مردم از این ناراضی هستند که می گویند ماشین را تحویل گرفتم تا فلان میدان رساندم قطعه اش را عوض کردم فلان قطعه خارجی را گذاشتم یعنی قطعه ایرانی کیفیت ندارد، نه اینکه بلد نیستم بسازیم متاسفانه داریم فرآیند دادن سفارش و تحویل گرفتن و بستن دقت نمی کنیم، نظارت نمی کنیم بعد کیفیت پایین می آید و آبروی محصول داخلی می رود.

مجری: جزیرۀ کیش را هم شما راه انداختید؟

دورۀ من تقریباً دورۀ تحولش بود۴، ۵ سال قبل از من شروع شده بود، دو مقطع مدیریتی هم داشتند که کارها را شروع کرده بودند اما مرحوم هاشمی رفسنجانی آن زمان من را صدا کردند و به من گفتند تو با توجه به تجربه ای که داری می خواهم بروی جزیره کیش و می خواهیم منطقه آزاد ایجاد کنیم، نامش منطقه آزاد بود منتها منطقه آزاد در دولت تصویب شده بود اصلاً قانونی به نام قانون منطقه آزاد نبود نامش سازمان عمران کیش بود، به هر حال از نظر بودجه فرمودند هیچ بودجه ای در کار نیست، من گفتم جزیره ای است و دوستان چند سالی است دارند در آنجا کار می کنند همتشان این شده که تعدادی جنس از آن طرف آب بیاید و برود، گفتند باید بروی این کار را انجام بدهی و ما توقع داریم با توجه به اینکه آن منطقه به عنوان منطقه آزاد استعداد دارد، یک طراحی ای بکنی که از داخل آن هم بتوانیم پول به دست بیاوریم نه اینکه ما پول بدهیم و از خودش پول به دست بیاوری. منتها یک کار اساسی می خواست نه آب داشت، نه برق، نه جاده حسابی داشت؛

ـ با چه کسانی توانستید کار کنید؟

سرمایه گذاران ایرانی را یکی یکی شناسایی کردیم و از آنها خواهش کردیم و برای آنها راه باز کردیم گفتیم بیایید سرمایه گذاری کنید خوشبختانه آمدند بعضی از آنها در ایران بودند و بعضی در خارج بودند، آژانس ها را آوردیم مثلاً ۱۰، ۲۰ نیرو به آنها دادیم گفتیم بازسازی کنید مسافر بیاورید، هتل اصلی که هتل کیش بود به آنها دادیم و به این ترتیب سرمایه های مردم را جمع کردیم، دولت یک ریال پول نداد، بودجه رسمی هرگز برای آنجا نداد بلکه سرمایه های مردم آمد آنجا و با آمد و رفت مسافران و کالاها پول گرفتیم و این پول را در کیش تبدیل کردیم به یک برق که آن زمان می گفتند ۸ مگاوات بود، دو تا نیروگاه بزرگ آوردیم، ۵/۳۷ مگاواتی،

مجری: شما الان هم عضو هیات مدیره کیش هستید؛

بله هستم.

مجری: یک انتقادی وارد است مثلاً می گویند ما اینقدر که تاکید می کنیم مردم بروند از امکانات خودمان بازدید بکنند، توریسم داخلی خودمان تقویت شود ولی مردم یک سفر کیش که می روند شاید هزینه اش به جرات دو برابر هزینه سفری می شود که به یکی از کشورهای همسایه مثلا ترکیه می روند؛

متاسفانه اینگونه است علتش هم این است که کسانی که تورهای ترکیه و مالزی و دبی یا ارمنستان را می برند، آنها یک مقداری حرفه ای تر عمل می کنند تا تورهایی که مردم را به کیش می برند، من این را می فهمم، تورهایی که مردم را به کیش می برند یک قیمت ثابتی می گذارند و می گویند بالاخره مردم می روند ما چه گران بگیریم یا چه ارزان، حتی کیش الان در اختیار منطقه آزاد کیش است و قیمت ها را آنجا خیلی کنترل می کنند و قیمت ها را پایین می آوریم حتی در سایت های مختلف فروش بلیط هم بروید بعضاً بلیط رفت و برگشت کیش تا ۴۰ هزار تومان هم پایین می آید، بعضاً تا ۱ میلیون تومان هم بالا می رود، این به هر حال به خاطر فصل و چارترینگ که می کنند، طبیعی است، اما مثلا تورهای ترکیه یک هتل را در طول سال گرفته می داند مثلا اگر قیمت را بالا بدهد نمی روند مثلا تور لحظه آخری نوشته اند با ۳۰۰ هزار تومان ترکیه اما در مورد کیش این کار را نمی کنند کمتر این کار را می کنند شاید صاحبان تور با خود می گویند بالاخره مردم خواهند رفت، بخشی هم چون مردم خارج از تور می روند گران به نظر می رسد. از آن طرف چون ما نمیخواهیم خیلی در قیمت های هتل ها مداخله کنیم می گوییم منطقه آزاد است بگذاریم راحت سرمایه گذار بیاید و سرمایه گذاری اش را بکند، البته ما مجوز هتل سازی را بهتر و راحت تر می دهیم که تعداد هتل ها در کیش بالا برود، الان تعداد مسکونی ها در کیش زیاد شده است در دوران ۸ سال آقای احمدی نژاد مدیریت آنجا بیشتر به مسکونی سازی مجوز داده و این خیلی بد است و کیش را قفل می کند.

 


دیدگاه درباره این مطلب

فیلدهای با نماد * ضروری هستند

دیدگاه ها

  • دیدگاهی برای این مطلب وجود ندارد