بارگذاری
جستجو
Fa | En
دوم و سوم خرداد دو نقطه عطف
2 خرداد 1394

دوم و سوم خرداد دو نقطه عطف

دوم خردادی دیگر فرا رسید. تاریخ و زمانی که در نوع خود بعنوان نقطۀ عطفی در تاریخ  سیاسی اجتماعی کشورمان تاریخ­ ساز شد. چنان­ که می­دانیم تاریخ­ سازی، مولفه و ویژگی حوادث خطیر، مهم و تاثیرگذار است. حوادثی که در روح و جان خرد جمعی و روح عمومی حاکم بر یک جامعه تاثیرگذار هستند و تا سال های بعد همواره سخن از آن بر سر زبان­ها می­ ماند. انگار که تاریخ سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ... ، به­نوعی به قبل و بعد از آن تقسیم شده ­است. اما این روز برای ما چه سرنوشتی را رقم زد که اینگونه مدعی تاریخ­ سازی آن برای ما و حتی نسل فرزندانمان هستیم. شاید بتوان اشاره کرد، مهمترین تاثیری که این حادثه تاریخ­ ساز برای ما بویژه نسل­های پس از انقلاب داشت، تضمین و تثبیت هرچه بیشتر حرکت انقلاب  در مسیر آرمان­های آن بود. انقلابی که دولت­های آن همواره برآمده از رای مستقیم و مشارکت حداکثری مردم در انتخابات آزاد و رقابتی باشد. انتخاباتی که در آن گروه­های رقیب با نظم تعریف شده­ای در چارچوب نظام و قانون در مقابل هم به صف­آرایی پرداخته و آرای مرم را جذب می­کنند. اما ممکن است این سول پیش آید که مگر انتخابات پیش از دوم خرداد چنین نبود؟! در پاسخ باید گفت که در برآمدن دولت­ها از رای مستقیم و آزاد مردم در همۀ دوران قبل از دوم خرداد تردیدی نیست و این امر از افتخارات و سندهای هویتیِ افتخارآمیز نظام جمهوری اسلامی ایران است لیکن نگاهی عمیق و به اختصار به سال­های پیش از دوم خرداد1376،  بیانگر این است که دولت­های پیش از دوم خرداد، در یک فرایند انتخاباتی لیکن بعنوان حاصل جمعی از اجماع نخبگان، حضرت امام (ره) و توده­های مردم امکان رسیدن به قدرت اجرایی را می­یافتند. این اجماع به­نوعی در فضای اعتماد چندجانبۀ مردم، رهبری و نخبگان جامعه شکل میگرفت و در قالب رای مردم که به واقع رای آزاد مردم بود، نمود عینی پیدا می­کرد که بعضاً از حضرت امام نیز حمایت از کاندیدای خاصی در لفافه گفتار نخبگان دیده و شنیده می­شد و این قبیل نقل قول­ها خوشایند مردم نیز بود و بعضاً دیده می­شد که بزرگان نظام از نیروهای سیاسی می­خواستند که بر سر یک کاندیدا اجماع کنند و بالطبع مردم نیز که شیفته شخصیت و منش حضرت امام (ره) بودند در پیروی از مشی ایشان، معمولاً از گزینه مدنظر ایشان یا گزینه گروه­های مورد تائید ایشان، حمایت و پشتیبانی می­کردند. بنابراین همه روسای جمهور قبل از دوم خرداد از یکسو حاصل رای آگاهانه و انتخاب آزادانۀ مردم بودند و از سوی دیگر کمرنگ بودن جایگاه و پایگاه رقیب یکی از ویژگی­های این انتخاب­ها بود. از این حیث است که دوم خرداد اهمیتی تاریخ­ساز یافت و اینجاست که دوم خرداد متفاوت می­شود چراکه رئیس جمهور برآمده از دوم خرداد، رئیس جمهوری برآمده از رقابت مبتنی بر "تفاوت" در عین همسوئی و رعایت چارچوب­های نظام بود، نه رقابت مبتنی­ بر "اجماع" و همزیستی نخبگان.

 سوم خرداد نیز به نوبه خود نقطه عطفی در مسیر دفاع ملّت از حریم نظام و انقلاب و اسلام به شمار می رود گرچه کفرستیزی و دفاع از حدود و مبانی اعتقادات و دفاع از میهن از ویژگی­های عام مبارزۀ سلحشوران 8 سال جنگ تحمیلی بود و این ویژگی به رزمندگان محدود نمی­شد بلکه روحیه دفاع به صورتی همه­گیر در فضای کلی کشور و درمیان همۀ مردم رونق و رواج داشت لیکن شرایط خاص حاکم بر جبهۀ جنگ و حتی تاکتیکهای ریز و درشت حین دفاع مقدس در دو زمان قبل و بعد از سوم خرداد سالروز فتح خرمشهر به کلی متفاوت بود. اگر سپاه اسلام قبل از فتح خرمشهر همواره زیر فشار روانی حملات دشمن قرار داشت و همۀ تاکتیکهای عملیاتی در شرایط روانی خاص آن زمان طراحی می­شد، پس ازآزادی خرمشهر شرایط به گونه­ای دیگر شد و تاکتیکها و طراحی­های رزمندگان اسلام و استراتژی­های نظامی هم وفق شرایط جدید و بر مبنای ادامه جنگ تا نابودی کامل دشمن در شرایط روحی برتر انجام می­گرفت.

بنابراین اگر دوم خرداد را نطقه عطفی در فضای سیاسی – اجتماعی کشور بدانیم، سوم خرداد را نیز می­توانیم، نطقه عطفی در فضای نظامی اجتماعی قلمداد کنیم از اینرو نطقه عطف بودن را ویژگی مشترک این دو مناسبت تاریخی بدانیم.